تبليغاتX
زاویه ی دید
از زاویه ی من

آدمی در عالم خاک نمی آید به دست

عالمی دیگر بباید ساخت و زنو ادمی   

"حافظ شیرازی "   انسانیت و آدم بودن رو فقط و فقط منحصر به همین دنیا نمی داند و می گوید "آدمی در عالم خاک نمی آید به دست " . نسبی بودن انسانیت با تفکر عقلی رو می توان از این شعر به خوبی  درک کرد همان مطلبی که در پبش گفته شد ... .

با چنین مقدمه ای می خواهم وارد قسمت آخر این سری مقالات بشم . بخشی به مراتب حساس تر و مهم تر .

قبل از این که وارد بحث بشم لازم می دانم چند خطی کوتاه از خودم بنویسم که یک موقع از نوشته ی من سوء برداشت نشود . کسانی که من رو می شناسند می دانند که بنده نسبت به مملکتم "ایران" علاقه ی خاصی دارم . بیشتر تاریخ "ایران" رو می دونم و باهاش دارم زندگی می کنم از معماری "ایرانی" آگاهی دارم  . نسبت به ذخایر مملکت هم بسیار حساسم . روشن مانده بیخودی یک چراغ در اتاق گرفته تا هدر رفتن استعدادهای این مرز و بوم همه و همه من رو می رنجاند

 برای همین دردهاست که می نویسم
 برای "ایران" می نویسم
 برای بهتر بودن
 برای خودباوری
  برای تفکر و نه تقلید
می نویسم .

پس اگر انتقادی می کنم از روی دلسوزیت . اگر مطلبی می نویسم برای تذکر است نه از برای توهین و  بی احترامی به سرای زیبایمان"ایران"

اسلام  هزار و چهارصد و اندی سال پیش در سرزمین حجاز ظهور کرد و از آنجا به مناطق مختلفی رفت و حرفش را زد در خیلی از مکان ها با زور رفت و در خیلی جاهای دیگر با شوق و علاقه ی مردم ... ولی مسئله این بود که پیامش رو به جهانیان عرضه کرد . از "اندلس" گرفته تا "شرقی ترین نقاط آسیا" همه و همه  ندای اسلام رو شنیدند ولی نمی دانم چرا امروزه فقط و فقط در "ایران" مذهب ناب و اصیل محمدی که همان مذهب "شیعی" هست  به رسمیت شناخته می شود و دولت براساس آن است ( بیشتر علمای دین چه مسلمان و غیرمسلمان به عقلانی بودن مذهب تشیع نسبت به سایر فرق اسلام اتفاق نظر دارند . از این جهت از واژه ی ناب و اصیل استفاده شد ) شاید گروه هایی در مناطق مختلف به صورت پراکنده مذهب تشیع را داشته باشند ولی منظور من کل کشور است ... .

کتاب هاو مقالات متعددی درباره ی اینکه اسلام چگونه وارد "ایران" شد نوشته و بحث شده . خیلی ها موافق و خیلی ها مخالف . ولی اگر واقعا مخالفتی بود باید مثل سایر سرزمین های امروز دیگر مذهب  اسلام تشیع در ایران به صورت جدی وجود نداشته باشد ولی می بینیم که هست ... اگر هم مخالفانی در همان ابتدای ظهور اسلام بودند  فقط و فقط برای همان دوران بودند و مخالفت آنها خطر جدی برای اسلام نداشت ... .

خسرو دوم یا پرویز  صاحب یکی از گسترده ترین قلمروهای "ایران" در طول تاریخ بود و قدرت فراوانی داشت. او  قیام "بهرام چوبین" را سرکوب کرد و شهر "ری" را  به آتش کشید  ... ولی مسلمانان او را به خاطر پاره کردن نامه ی پیامبر می شناسند ...
 در زمان او "ایران" باشکوه و قدرتمند  بود .همان طور که در زمان اجدادش " خشایارشا" بود ...

نمی خواهم جامعه ی ساسانی را نقد کنم ولی باید به اختلاف طبقاتی شدیدی که آن زمان رواج داشت تا انجا که برای هر طبقه زبان مخصوص خودشان را داشتند , 6 طبقه و 6 زبان ,اشاره کنم این طور دیگر محبور نبودند حرف همه را گوش بدهند و فقط هر کس زبان هم شان خودش را می فهمید و دخالت و مخالفتی از طبقه به طبقه ی دیگر کاهش چشمگیری پیدا می کرد .  این ها همه برای من که امروز در"ایران" زندگی می کنم جذاب است . این همه شکوه و قدرت, هوش از سر آدم می برد خیلی وقت ها دلم می خواست که در آن زمان زندگی می کردم یا حداقل امروز هم "ایران" با همان شکوه و قدرت گذشته می ماند . دلم می خواست که اسلام هرگز وارد "ایران" نمی شد یا حداقل انقلاب ایران انجام نمی شد . پهلوی ها خوب داشتند آن شکوه گذشته را زنده می کردند  ... .

ولی بعدها از این تفکر رایجی که بین همه بود و من هم شامل همه بودم پشیمان شدم . و با عقل پشیمان شدم ...

من عاشق زبان فارسی هستم و تلاش می کنم واژگان زبان عربی که زبان بیگانه ایست را کمتر استفاده کنم ولی خوب می دانم اگر اسلام وارد "ایران" نمی شد . امروز چیزی از زبان فارسی وجود نداشت چون شخصی مانند فردوسی که فردی معمولی بود  حق تحصیل پیدا نمی کرد . اصلا اگر اسلام وارد "ایران" نمی شد امروز دیگر از کشور واحدی به نام "ایران" خبری نبود . این همه اقوام مختلف و گویش های متفاوت فقط و فقط به واسطه ی اسلام کنار هم ماندند . به واسطه ی کلمه" لااله الا الله " ."محمد رسول الله"

بیشتر اساتید معارف در دنیا بر این قضیه معتقدند که سایر ادیان برای توجیه خود از اسلام تقلید می کنند ولی کمتر کسی این را بازگو می کند . ما ایرانی ها که همیشه در همه ی اعصار بهترین ها را داشته ایم ولی بدترین برخوردها را با آنها داشته ایم  با اسلام هم همین کار را کرده ایم ... .

ما و اجداد ما با اینکه زحمات بسیاری در نگهداری دین اسلام و قانون مند کردن زبان عرب کرده ایم ولی درصد کمی از ما به واقعیت اسلام پی برده ایم . اگر تا دیروز کاخ می ساختیم امروز مسجد می سازیم . اگر تا دیروز برای جشنهامان تشریفات درست می کردیم امروز در عزاداری ها تزیینات گوناگون درست می کنیم .... کمتر کسی به حقایق عمیق اسلام پی برده است نگاه ژرف به اسلام را با ظواهر اسلام عوض کرده ایم و احمقانه فقط به دنبال آنها هستیم  . شاید بگویید این همه دانشمند و فاضل و ادیب و شاعر و عارف داشته ایم ... بله داشته ایم و خواهیم داشت ولی نسبت به جمعیتی که بوده و خواهد بود واقعا ناچیز است ..ناچیز است .

حجاب چهره ی جان می شود غبار تنم
خوشا دمی که از آن چهره پرده برافکنم

من می ترسم . من از زمانی می ترسم که نزدیک خواهد بود و شروع شده و مدتهاست که شروع شده و آهسته آهسته  داره پیشرفت می کنه ... زمانی که ما مسلمانان معارف عمیق خودمون رو با اثبات تجربی و عقلی غیر مسلمانان بپذیریم و بگوییم ما اینها را در اسلام داشته ایم ... دقت کنید می گویم معارف اسلام نه پدیده های که خداوند در قرآن کریم به عنوان آیت و... معرفی کرده . دانش های عمیقی چون "هولوگرافیک" که فعلا در حد فرضیه است و یا فرضیه ی "حاقه" در فیزیک و یا  نظریه ی به اثبات رسیده ی "آشوب" در آمار و سایر علوم,  که این چرخه ادامه داره ... به یاد دارم زمانی که تاثیر دعا بر روی بلورهای آب توسط یک دانشمند ژاپنی بیان شد و در پی آن در برنامه ی "کوله پشتی" مهمانی آمد که این نظریه رو با کلی افتخار بیان کرد طوری که انگار خودش به آن دست پیدا کرده بود و حدیثی خواند با این مضمون که دعا کنید و به آب فوت کنید  و بعد آنرا بخورید ... حدیثی که خیلی ها تا قبل از این آن را خرافه می دانستند ... بعد هم خیل عظیم تلفن ها و نامه ها و تشکرها و تحت تاثیر قرار گرفتن ها به این برنامه و مهمان گرام ... .

نمی دانم تا کی می خواهیم مبانی گرته برداری شده ی نفسی ( شاید شبیه مبانی غربی باشد ) رو مبنا و اصل زندگی  قرار دهیم و اسلام رو با آن بسنجیم ... اسلام خودش اصل است نباید در این شکی کرد و می دانم کسی هم شکی ندارد ولی درعمل چیز دیگریست ...  انگار حماقت در وجود ماست !!!

اگر اسلام هنوز در "ایران" مانده به خاطر همون نگاه ظاهرگراست . اینکه دینت اسلام باشد ولی در عمل هرکاری می خوای بکن . فقط یادت باشد باید درجمع نماز بخوانی یا مثلا ماه رمضان جلوی جمع چیزی نخوری . نمی دونم اگر به اسلام عمل می کردیم امروز جایگاه ما در دنیا چه بود چه سعادتهایی پیدا می کردیم و چه رستگاری در انتظار ما و "ایرانمان" می بود ... ؟

همین برای ما بس که وقتی می بینیم کشورهای توسعه یافته نظم را رعایت می کنند و یکی از دلایل پیشرفت خودشون همین نظم است .حالا ما چند بار در دینمان توصیه به نظم شده ما فقط آیات و احادیث رو حفظ می کنیم ولی عمل نداریم . دقیقا اینکه رسیدن به پیشرفت با نظم ممکن است یک تفکر عقلی است و برای همین ممالک پیشرفته به آن دست پیدا کردند و باز آنها تفکر کردند و لازم نیست بگم که یکی از مهمترین دستورات اسلام  همین تفکر کردن است ...

آیا ما احمق نیستیم ؟؟؟ آیا ما احمق نیستیم که همه  چی را داریم و منتظریم که دیگران از آن بهره برداری کنند ؟؟؟ آیا ما به اسلام اعتماد نداریم که این قدر داریم در اجرای دستوراتش پرت می زنیم ؟؟

اینکه امروز اسلام معمولا  از زبان اشخاصی بیان می شود که زیاد وجهه ی  خوبی در جامعه ندارند دلیل بر این نیست که ما از کل  اسلام  دوری کنیم ... می گویند حرف درست از دیوونه هم شنیدی باید به آن گوش بدی  ... .

من به این نتیجه رسیدم که حماقت دلیل خاصی ندارد . ولی می توان با تفکر صحیح و منطقی که فقط و فقط ناشی از بعد مادی نباشد با آن مبارزه کرد . بله ! عصر طلایی تفکر و اندیشه ی حقیقی در پیش روی ماست باید آن را شروع کنیم . من امیدوارم به روزهای تفکر و اندیشه و در آخر امیدوارم این مطلب رو توهین ندانید فقط و فقط یک  نوع نگاه من به مسائل دوره ی خودمان است .

بیا تا گل برافشانیم و می در ساغر اندازیم
فلک را سقف بشکافیم و طرحی نو دراندازیم

اگر غم لشکر انگیزد که خون عاشقان ریزد
می و ساقی بدو تازیم و بنیادش براندازیم

یکی از عقل می لافد یکی طامات می بافد
بیا کاین داوریها را به پیش داور اندازیم

والسلام

تمامی اشعار استفاده شده در این متن از حافظ شیرازیست .

 

 

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 17 دی1386ساعت 14:11  توسط نقاله | 
به خاطر مشغله ی زیاد تاخیر طولانی در به روز کزدن وبلاگ ایجاد شد . از این بابت از همه پوزش می طلبم .

ان شاءالله تا آخر همین هفته ادامه ی مطلب نوشته می شود .

به زودی قسمت سوم فصل هشتم !

+ نوشته شده در  سه شنبه 11 دی1386ساعت 21:20  توسط نقاله | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
تمام الفاظ جهان را در اختیار داشتیم و
آن نگفتیم
که به کار آید
چرا که تنها یک سخن
یک سخن در میانه نبود :
آزادی
ما تگفتیم
تو تصویرش کن !

نوشته های پیشین
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
شهریور 1384
فروردین 1384
بهمن 1383
آرشیو موضوعی
فصل اول
فصل دوم
فصل سوم
فصل چهارم
فصل پنچم
فصل ششم
فصل هفتم
فصل هشتم
پیوندها
دلهره
مولتیمینیمال
نوشته های یک گل سرخ
خودمانی تر
گویه ی گزین
تشیع علوی ( اسلام محمد (ص) )
شهردار قالیباف
همه گوسفندیم! مگر خلفش ثابت بشه
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM